... وسط سالن تئاتر
درس زمانی که همه محو نمایش بودند
از جاش بلند شد
اشکهایش را پاک کردو فریاد زد
((خر خودتی من که میدونم همه ی اینها بازیست))
.....سلام این روز ها نمی دونم چه مرگه که نمیدونم از فرط خوشحالی گریه کنم یا از فرط نارحتی بخندم راستی خبر رو شنیدیم بهتون تبریک میگم نمیدونم چرا هوس غزل ها ی ناب نجمه زارع رو کردم ((خدا رحمتش)) کنه که می گفت: ....
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
نخواست او به من خسته ـ بی گمان ـ برسد
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد...
..............................................
..............................................
گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق!هق!...تو مبادا به گوششان برسد
خدا نکند که.... نه! نفرین نمی کنم... نکند
به اوـ که عاشق او بوده ام ـ زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
.....راستش یه موقعه ای فکر می کردم که....
روزی تو به من دوباره رو خواهی کرد
در کنج دلم باز وطن خواهی کرد
با آمدنت رخت سپید می پوشم...
با دست خودت مرا کفن خواهی کرد!
حالا همین جا برای همیشه حرفمو پس می گیرم
برای رسیدن به گل دو انتخاب بیشتر نداشتم
گل یا پوچ؟
به زحمت مشتش رو باز کردم چه قدر عجیب بود
جفت پوچ؟!!!..
...راستش قصد ادامه دادن شو نداشتم ولی خودش اومد!
شروع بازی از آغازم پوچ
گلشن پرپر شدن ها هم پوچ
به زحمت مشتش را باز کردن
چه تقدیر عجیبی بازم پوچ
گل یا پوچ :جفت پوچ
دوستانی که در صفحه ی مجازی با من آشنا شدن من رو(وب لاگم ) به اسم عاشقانه های سگی میشناختن به همین منظور یکی از شعر های مورد علاقم رو که خانوم مریم جعفری سرودن ((که این روزها هم سخت مشغول کارای کتاب سومشن هستن)) رو میزارم...
يكي از غزلهاي سمفوني روايت قفل شده :
غیر از وفا تمام صفات بشر سگی ست
پایان ماه آمد و خلق پدر سگی ست
در سرزمین من عرق کارگر سگی ست
اخبار يك ، سه ، چار، دو ،تهران، خبر سگی ست
این روزها سلیقه ی اهل هنر سگی ست
باور کنید زندگی باربر سگی ست
دیگر لباس تو به تن هر پدر سگی ست

